
جوانی نزد عالمی آمد واز او پرسید:من جوان کم سن و سالی هستم اما آرزوهای بزرگی دارم و نمی توانم خود را از نگاه کردن به دختران منع کنم، چاره ام چیست؟
عالم نیز کوزه ای پر از شیر به او داد و به او توصیه کرد که کوزه را به سلامت به جای معینی ببرد و هیچ چیزاز کوزه نریزد. واز یکی از شاگردانش درخواست کرد او را همراهی کند واگر شیر را ریخت جلوی همه ی مردم او را کتک بزند.
جوان نیز شیر را به سلامت به مقصدرساند. و هیچ چیز از آن نریخت.
وقتی عالم از او پرسید چند دختر را در سر راهت دیدی؟
جوان جواب داد: هیچ، فقط به فکر آن بودم که شیر را نریزم که مبادا در جلوی مردم کتک بخورم و در نزد مردم خوار و خفیف شوم. عالم هم گفت: این حکایت انسان مؤمن است که همیشه خداوند را ناظر بر کارهایش میبیند و از روز قیامت و حساب و کتاب بیم دارد.
امام علی میفرمایند: اگر يكي از شما زني را ديد و خوشش آمد، چشم از او برداشته، نزد همسر خود رود كه آنچه او ديده است، همسرش نيز دارد و مواظب باشد كه شيطان را بر دل خويش راه ندهد و آن كه متأهل نيست، دو ركعت نماز بخواند و خدا را زياد سپاس گويد و صلوات بر پيامبر و خاندانش فرستد، آنگاه از فضل خدا بخواهد و خدا نيز با رحمت خويش او را از راه مباح بي نياز مي گرداند.(1)
.
در حجة الوداع ، زنی برای پرسیدن مسألهای خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمد . فضل بن عباس پشت سر رسول خدا سوار بود . نگاه هایی بین آن زن و فضل رد و بدل شد . رسول اکرم متوجه شد که آندو به هم خیره شدهاند و زن جوان به جای اینکه توجهش به جواب مسأله باشد همه توجهش به فضل است که جوانی نورس و زیبا بود . رسول اکرم با دست خود صورت فضل را چرخانید و فرمود زنی جوان و مردی جوان ، میترسم شیطان در میان ایشان پا بنهد.2
1- تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 586
2- صحیح بخاری جلد 8 صفحه 63
Telegram.me/tarkgonah
علیه ,السلام ,خیلی ,شیطان ,خلوت ,انسان ,علیه السلام ,امیرالمؤمنین علیه ,روابط نامشروع ,جوجه هايش ,امام صادق منبع
اشتراک گذاری در تلگرام
درباره این سایت